تنهایی ” یلدا ” ما را به ” دورهمی بهار ” می رساند

124

سالیان قبل وقتی نام ” یلدا”، ‌بلندترین شب سال با گیسوان دلربایش زمزمه می شد،‌ قند در دلمان آب ‏می گشت، تصویری رنگارنگ از دورهمی فامیلی از مقابل چشمان معصوممان می گذشت؛‌ شبی بی ‏انتها که قرار بود با غافلگیری ننه سرما، جشن برف ریزان زمستانمان با آجیل، میوه، ‌کلوچه ‏محلی، تنقلات، شیرینی و کرسی گرم مادربزرگ و بازی های و جست و خیزهای بچه گانه،‌ گِره ‏بخورد… گویی همه می خواستیم تا در بلندترین فرصت شبانه از هزار رنگی پاییز، به یکرنگی ‏زمستان برسیم!

” آخرین روز خزان هم چه گریزان شده است/
آذرم رفت و دی سرد زمستان شده است…”

یادش بخیر، کوزه ای گِلی مملو از تیله ها و مهره های رنگی که دختران و پسران فامیل را جمع می ‏کرد تا هر تیله و مهره با شعری از حافظ بیرون بیاید و فال نامه دل بیقرار جوانان باشد… هنوز هم ‏صدای دلنشین شاهنامه خوانی پدرم با بانگ حماسی اش در گوشم است و چای دارچینی مادربزرگ ‏در استکان های قرمز رنگ کمر باریک،‌ یادش بخیر…

اما حالا در گذر بی رحمانه زمان، گویی یلدای زمستان آدم ها گمشده! دیگر نه از صمیمیت قبل ‏خبری است و نه از نشاط و شادی دل ها…

پائیز غمبار و سیاه ۱۳۹۹ روزهای آخرش را در سوز سرمای آذر ماه طی می کند و نم نمک در ‏زیر سایه سنگین و شوم ” کرونا”؛ کوچکترین و بی رحم ترین قاتل تاریخ بشریت، به خاموشی می ‏گراید….

جایی خواندم:” پاییز عجیبی است؛ به جای برگ ها آدم ها می ریزند! مراقب همدیگر باشید” و چه ‏جمله تأمل برانگیزی؟!….

این روزها غمی عجیب و سترگی بر دل آمدها سنگینی می کند، دل تنگی دوری از عزیزانمان از ‏یک طرف، مشکلات اقتصادی و فشارهای مالی حاکم بر خانواده، شرمندگی پدرمان در مقابل ‏فرزندان و همسران، سفره هایی که هر روز کوچک و کوچک تر می شود، تورم و قیمت های ‏سرسام آور باعث شده تا خیلی از پدرها و مادرها دعا کنند که ای کاش هرگز ” یلدا”، ‌این دختر ‏زیبای زمستان با گیسوان سیاه شب زده اش از راه نرسد تا چشمان حسرت زده بچه هایشان را ‏نبینند…

و از سوی دیگر هجوم بی امان کرونا و قربانی هایی که هر روز بیشتر می شود…. اگر از ‏اطرافیانمان بپرسیم، خیلی ها نمی دانند آخرین باری که از ته دل خندیدند کی بوده و چرا؟! ‏
صدای پای”یلدا” از دور دارد بگوش می رسد، اما امسال دیگر شادی و حال و هوای گذشته ها را ‏با خود به همراه ندارد، این روزها کرونا در کمین دورهمی های بلندترین شب سال نشسته تا قربانی ‏بگیرد و داغ روی دل ها بگذارد… نباید اجازه داد سهم ما از شب یلدای امسال، قصه پر غصه ‏دلتنگی های بعد و جای خالی عزیزانمان باشد …
باید “دورهمی ها ” را تعطیل کنیم تا بهار سال بعد ‏همگی “دور هم” جمع شویم.‏
به اقتضای زمانه نیازهای آدم ها فرق می کند؛ اکنون تبلت، ‌گوشی های اندروید، ‌ماهواره، کامپیوتر ‏و اینترنت به جای اقوام و فامیل ها ما را میهمان فضای مجازی می کنند تا به کمک امواج، حصار ‏فاصله ها و بُعد مسافت را بشکنیم و به اعضای خانواده مان، دوستان، اقوام و آشنایان ” یلدا” را ‏همراه با بهترین آرزوها تبریک بگوئیم و برایشان سلامتی و سعادتمندی آرزو کنیم.

کاش با تدبیر و ابتکار عمل، ‌بسیاری از خیرین و واقفین با نگاهی نو و در راستای حفظ سنت های ‏اصیل ایران زمین در رونق شب یلدای خانواده های مستمند، ‌گام های ماندگاری بردارند و در قالب ‏کمک های مومنانه، این بار نیز با همکاری دستگاه های ذیربط و مسئولین ” شادی یلدا” را با ‏نیازمندان تقسیم کنند.

بدون شک با این اقدام یک دورهمی بزرگ به وسعت ” ایران” رقم می خورد و همه در کانون ‏خانواده اما با دل هایی در کنار هم زمستان را به انتظار می نشینند به امید بهاری سبز، گرم و ‏سرشار از سلامتی …

یاد این شعر می افتم:

‏” بـبـین چـگـونـه قـناری ز شـوق مـی لرزد/‏
‏ نـترس از شـب ” یـلدا” بـهار آمـدنی اسـت…”

یادداشت از: مهناز روزبهانی/ پایگاه خبری #همدان_آنلاین

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.